دانلود رمان الهام شده (جلد دوم رزالین )

دانلود رمان الهام شده (جلد دوم رزالین ) اختصاصی

دانلود رمان الهام شده (جلد دوم رزالین )

  • نام نویسنده : حوریه عسکری

  •  نام رمان : الهام شده (جلد دوم رزالین )

  •  تعداد صفحات : ۹۸

  •  موضوع : هیجانی ، عاشقانه، تخیلی

  •  فرمت فایل ها : اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)

  •  ملیت رمان : ایرانی

خلاصه رمان :

رزالین از فراز و نشیب های زندگیش گذر میکنه و به خوشی های زندگی نزدیک میشه ، اما زندگی همیشه پر از خوشی نیست !
اون برای ماموریت مهمی انتخاب شده و باید دوباره عازم سفر بشه .
باید معمای اون صدای مشکوک رو حل کنه که سختی ها و موانع زیادی رو به روش قرار میگیره . معلوم نیست بتونه از این ماجرا زنده برگرده یا …

 

*** لینک های دانلود در حال برسی و باز سازی می باشند تا مطابقت با مباحث جمهوری اسلامی ایران باشد  ***     DOWNLOAD

*** لینک های دانلود در حال برسی و باز سازی می باشند تا مطابقت با مباحث جمهوری اسلامی ایران باشد  ***    DOWNLOAD

[links_dl size=”1.28″ link=”http://dl.mehroman.ir/1399/99-03/elham%20shode.pdf” content=”دانلود رمان با لینک مستقیم با فرمت PDF”]

 

نسیم خنک لابه لای موهام حرکت میکنه و اونا رو به بازی میگیره . چهار زانو روی علف های تر و تازه باغ قصر نشسته ام . برگ های بلند درخت بید بالای سرم میرقصند و صدای خش خش اونها سکوت باغ رو میشکنه .
چشمای سبزم رو میبندم و ذهنم رو خالی از چیزی میکنم . نفس عمیقی میکشم و زیر لب اسم خدا رو میبرم .
_ آهای ! کسی اونجا نیست؟
+ کمک!
_ هی صبر کن نرو وایسا، وایسا ببینم …
چشمام رو باز میکنم و عصبانی مشتی حواله علف ها میکنم و از جام بلند میشم ، با غیض قدم هامو میکوبم و به طرف در قصر میرم .
گندش بزنن ، الان پنج ماهه همش میگه کمک ، همش میگه کمک و منو دیوونه کرده !
اون صدای مردانه بمش ته دلم رو یجوری میکنه ! دلم میخواد مشکل این مرد خوش صدا رو که ماه هاست ذهن منو درگیر کرده رو بدونم.
اما آقا همش میگه کمک ، ای کوفت کمک ، درد کمک ! آخه این چه کاریه! منی که توی صبر همتا نداشتم الان هرروز غرغر میکنم و همه رو کلافه کردم !
دیگه کافیه!
زندگیمو بخاطر یک صدا خراب کردم ! همش تمرکز همش انتظار !
دیگه به صداش گوش نمیکنم ‌. اصلا هرکی هست برای خودشه ! با اون صدای خوشگلش .
رزا جلوی آیینه موهاشو شونه میکرد . خودمو روی تخت پرت کردم و پوفی کشیدم ، متوجه ام که شد برگشت و نگاهم کرد .
آروم اومد و روی تخت کنارم نشست . بمیرم که خواهرمم با این دیوونه بازیام ترسوندم !
+ رزالینم ، خواهری حالت خوبه؟
با مهربون ترین لحن ممکن گفتم .
_ آره خواهر جونم . نگران من خل و چل نباش .
اخم ریزی کرد و با سرتقی گفت
+ اصلانم خواهر من خل و چل نیست .
سرمو جابجا کردم و روی پاش گذاشتم ، اونم از خدا خواسته شروع کرد به نوازش موهام لبخندی زدم و گفتم
_ انگار منتظر بودی .
موهامو کشید و گفت
+ انقدر منو اذیت نکن .
قهقهه ای زدم و بلند شدم و سینمو دادم جلو
_ تو موهای ملکه رو کشیدی گیس بریده؟
خیز برداشتم و گفتم
_ حسابتو میرسم.
جیغ زد و از روی تخت بلند شد که به علت این که لبه تخت بودیم یک کله ملق زدم و پخش زمین شدم .
با تحدید غریدم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قبلا حساب کاربری ایجاد کرده اید؟
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
Loading...