دانلود رمان نیلوفری در مرداب اختصاصی مه رمان

دانلود رمان نیلوفری در مرداب اختصاصی مه رمان

خلاصه: به کدامین گناه مجازات شدیم؟ به کدامین اشتباه؟ شنیده بودم دل شکستن تاوان دارد، اما باور نمی کردم به این زودی دامن گیرمان شود، باید کدام در را به صدا در بیاورم و مشت‌هایم را پی در پی بکوبم؟ کجا باید رفت؟ از چه کسی باید یاری جست؟ چگونه باید رضایت گرفت؟ چرا؟ چرا دیر به یادم افتادید و شما را نادیده گرفتم؟ چرا فراموشتان کردم؟ شمایی که بود و نبودم از شماست، شمایی که هیچ کسی را پشت در نمی گذارید، با اینکه آشنایانی به مهربانی و دلسوزی شما داشتم، اما با بی فکری کلون درِ غریبگان بی رحم را به صدا درآوردم! ببخشید، مرا به خاطر اشتباهی که مرتکب شدم عفو کنید، اما می دانم که هنوزهم دیر نشده، می دانم که آغوشتان را برایم باز می کنید…

نام کتاب: نیلوفری در مرداب

نویسنده: فاطمه بهشتی

ژانر: عاشقانه ، اجتماعی

*** دانلود رمان با فرمت (PDF)  ***     DOWNLOAD

*** دانلود رمان با فرمت (APK)  ***    DOWNLOAD

 

قسمتی از رمان :

نیلوفر: اِ مامان! می‌بینی باز شروع کرد.
مامان رو به پارسا گفت: بس کن پارسا عوض تبریک گفتنته؟ خواهرت امروز مطب کرایه کرده.
پارسا: اوه! اوه! اوه! بدبخت شدیم رفت. تا دیروز که دانشجوی رشته‌ی روانشناسی بود، هیچکی رو پسند نمی‌کرد، وای به حال اینکه دیگه خانم دکتر هم شده! دیگه کلا فکر نکنم شوهر گیرش بیاد. آخه کدوم پسری حاضر می‌شه با یه دکتر روانشناس ازدواج کنه که تا به خانم بگه بالا چشت ابروعه، زودی هیپنوتیزمش کنه. والا من که راضی نمی‌شدم زنم همش هیپنوتیزمم کنه و متدهای درسش رو روی من پیاده کنه. اینه که آبجی دکتر، باید به فکر یه دبه بزرگ باشی واسه ترشی انداختنت. به جای گشتن تو بنگاه‌ها برای مطب به فکر دبه باش جانم! مطب می‌شه پیدا کرد، ولی دبه به اندازه‌ی هیکلت کمیابه، اصلا نایابه!
دست به سینه وایستادم و یکی از ابروهام رو بالا آوردم و گفتم:
نیلوفر: اتفاقا آقا پارسا الکی صابون به دلت نزن. من فعلا قصد ازدواج ندارم و دوست دارم کار کنم. فعلا ور دل مامان بابام هستم. اون آقا پسرهایی هم که ازشون حرف می زنی، خیلی هم دلشون بخواد همسری مثل من گیرشون بیاد. خوشگل نیستم که هستم، دکتر نیستم که هستم، کدبانو نیستم که هستم. اصلا پارسا خان یادم باشه آدرس مطبم رو برات پیامک کنم. اولین نفری که ویزیتش می کنم خودِ تو باشی. چون اولین مریضمم هستی، جلسه‌های مشاورم برات رایگانه. همه ی متدهای روانشناسیمم رو خودت پیاده می کنم. نظرت؟
پارسا رو به مامان گفت: مامان ببین گل دخترت رسما من رو دیوونه کرد رفت!
پیروزمندانه به پارسا نگاه کردم و گفتم: زدی ضربتی، ضربتی نوش کن آقا پارسا. درضمن، اشخاصی که به روانشناس مراجعه می کنن، دیوونه نیستن. اون‌ها کسایی هستن که در مسیر زندگیشون با مشکلاتی مواجه شدن، برای همین به مشاور مراجعه می‌کنن.
پارسا با دستش به پیشونیش زد و گفت: وای خدا دوباره شروع کرد به لفظ قلم حرف زدن!
لبخندی زدم و با صدای کشداری گفتم:
نیلوفر: تا دلت بسوزه.
مامان که دیگه واقعا از دست جروبحث های من و پارسا کلافه شده بود، با صدای تقریبا بلندی گفت:
مامان: وای خدا سرم رفت. بس کنین دیگه. شماها کی می خواین بزرگ شین و دست از این کارهاتون بردارین؟
پارسا: مامان دیدی که اول خودش شروع کرد.
نیلوفر: نخیرم اول خودت شروع کردیش.
مامان: نه مثل اینکه تمومی نداره. من شما دوتا رو تنها می ذارم تا به دعواهاتون برسید. کلی کار دارم، مثل شما بی کار که نیستم. باید برم واسه گل دختر مامان شیرینی بپزم، خودش که شیرینیِ مطبش رو به ما نداد. حداقل من برم یه چیزی بپزم.
نیلوفر: وای مامان تورو خدا ببخشید، اصلا حواسم نبود. انقدر که خوشحال بودم اصلا یادم رفت چیزی بگیرم.
پارسا: تو کی حواست هست؟ فکر کنم خودت دکتر لازمی.
نیلوفر: شما ساکت.

7 دیدگاه در “دانلود رمان نیلوفری در مرداب اختصاصی مه رمان

  1. عالی😍امیدوارم همیشه سربلند و پیروز باشی عزیزم⁦❤️⁩

  2. سلام عشقولی
    رمانت خییلی خوب بود
    از مطالب روانشناسی معتبر استفاده کرده بودی و این خیلی عالیه، نوع توصیف هایی که از چهره انجام داده بودی عالی بود
    امیدوارم باز هم به نویسندگی ادامه بدی
    در پناه حق عشقولی منتظر بقیه آثار نویسندگیت می‌مونم.

    1. سلام عزیزدل!
      ممنونم گلی بابت انرژی مثبتت و وقتی که گذاشتی و رمانم رو مطالعه کردی 🙂
      ان شاءالله موفقیت های تورو ببینیم!

  3. تبریک می گم فاطمه جون
    بچه ها رمان خیلی قشنگیه
    عاشقانه معنادار که دستورات روانشانسیش می تونه توی زندگی تون بدرد بخوره و سطح قلمش هم حرفه ایه

    1. ممنوونم عزیزدل! ان شاءالله موفقیت های خودت رو ببینیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قبلا حساب کاربری ایجاد کرده اید؟
گذرواژه خود را فراموش کرده اید؟
Loading...